نیاز به کارکنان بهداشتی بر اساس نسبت کارکنان به جمعیت

در اغلب کشورها، نسبت کارکنان به جمعیت، روش انتخابی برای تخمین تقاضا در زمینه نیروی انسانی بهداشتی و مشخص ساختن نیروی موجود بوده است. مهمترین مزیت آن، کم هزینه بودن و سادگی در تفسیر آن توسط مسئولین سیاستگزار در امر نیروی انسانی است. این روش فقط به وارد کردن دو داده نیاز دارد، پیش بینی جمعیت و نسبت کارکنان دلخواه به جمعیت به محض مشخص شدن این دو، برای محاسبه متقابل نیاز به نیروی انسانی بکار می رود.

مثالهایی که می توان در این مورد مطرح کرد یک پزشک به ازای 1000 نفر جمعیت، یک دندانپزشک و یا یک داروساز به ازای 10000 نفر جمعیت .

روش نسبت اگر برای تعیین نیازها بکار رود ممکن است محدودیت هایی جدی داشته باشد زیرا :

  • ممکن است نسبت های نامناسب و غیر واقعی انتخاب شوند (توجه به ایده آل ها به جای واقعیت ها).
  • نسبت های منطقه ای اگر در سطح کشوری مورد استفاده قرار گیرند. اغلب منجر به کمبودهایی می شوند.
  • با روش دلسرد کننده یا بغرنج، به کارآیی و سایر موضوع های این روش، توجه شود. این روش مخصوصاً قابل اجرا برای کشورهایی است که :
  • شرایط بهداشتی کافی، منطقی و سیستم های ارائه خدمات را داشته باشند.
  • بخش بهداشت آن دچار تغییرهای سریع نباشد.
  • محدودیت امکانات برنامه ریزی منابع و تجربه در آن نباشد.
  • سیاست کشوری ارائه خدمات، چه به صورت رسمی یا غیر رسمی وجود داشته باشد.

پیش بینی نیاز بر اساس تقاضای خدمت

این روش، نیاز به کارکنان را از راه تخمین تقاضای آتی به خدماتی بدست می آورد که بر اساس تغییرهای پیش بینی شده از مختصات جمعیت است. این روش در ابتدا، ارتباطی با نیاز جمعیت به خدمات بهداشتی ندارد.

رویکرد تقاضای خدمت در ساده ترین شکل خود، نیاز به کارکنان بهداشتی را بر این اساس پیش بینی می کند که فقط مختصات جمعیت در طول دوره برنامه ریزی، اندازه اش تغییر خواهد کرد.  چنین فرض می شود که میزانهای بکارگیری خدمات توسط جمعیت، بدون تغییر باقی می مانند، بنابراین اگر در یک سال پایه، تقاضای خدمت یک جمعیت 100000 نفری توسط نیروی کار متشکل از 200 کارمند رفع شود و جمعیت (و بنابراین تقاضای خدمت آن) در طول 20 سال آینده به دو برابر و تا رقم 200000 افزایش یابد، در این صورت نیروی انسانی نیز باید خود را با این رشد تقاضای خدمت، هماهنگ سازد.

اما احتمال دارد که در طول دوره برنامه ریزی، تغییرهای دیگری مرتبط با جمعیت، علاوه بر تغییر در اندازه جمعیت وجود داشته باشد همانند تغییرات قابل توجهی در ساختمان سن جمعیت، میزان شهرنشینی، قدرت خرید مردم و نظایر آن صورت گیرد.

مزایای بالقوه روش مبتنی بر تقاضا

  • توجه به عوامل خاصی از محتوا که بر تقاضا تأثیر می گذارند.
  • موجب عدم تمرکز اجزاء تقاضا می شود مانند خدمات پزشکی سیار، ویزیتهای مراقبت های قبل از تولد و خدمات بیمارستانی.
  • تمایل به تهیه پیش بینی های واقعی و اقتصادی از زمانی که پیش بینی های آینده بر اساس تجربه گذشته بنا شده باشد.
  • تخمین مناسبی از حداقل رشد تقاضا را بدست می دهد.
  • برخی از متغیرهای این روش ، بسیار ساده هستند.
  • مستلزم کنترل شدید بخش نیست. البته زمانی که تقاضا از ابتدا توسط فشار بازار، تعیین شده باشد.

معایب بالقوه روش مبتنی بر تقاضا

  • برخی از متغیرها مستلزم اطلاعات مفصل اند و بدست آوردن آنها، پر هزینه و پیچیده است.
  • روش ممکن است دلایل اجتماعی و سیاسی بهبود خدمات را در نظر نگیرد.
  • کیفیت یا ارتباط خدمات را لزوماً به حساب نیاورد و مورد توجه قرار ندهد.
  • در تفسیر دلیل اساسی و منطقی برای مردم و مسئولین ، ممکن است دچار اشکال شود.
  • ممکن است موجب تداوم اختلاف و نابرابری به دسترسی خدمات شود، به طور مثال این روش ممکن است به عنوان حاصل یک پیش بینی وضع فعلی، بشمار رود.

امکان استفاده از روش تقاضای خدمت

این روش مخصوصاً در کشورهایی قابل اجرا است که :

  • بخش خصوصی برجسته و مسلطی داشته باشد.
  • نگرش دولت نسبت به ارائه خدمت، واکنشی و غیر جدی باشد.
  • به نسبت کمتری در ارائه و توزیع خدمات نامتعادل باشد.
  • مهارت برنامه ریزی در درون سیستم فراهم باشد.

نیاز به کارکنان بر اساس نیازهای بهداشتی

برخلاف روش نسبت کارکنان به جمعیت که مستلزم اطلاعات وارده کمتری است و برای استفاده و تهیه پیش بینی ارقام و آمار، آسان است، روش نیازهای بهداشتی، مستلزم اطلاعات مفصل است و برای استفاده، مشکل و نیاز به وقت زیاد دارد. این روش مخصوصاً برای برنامه ریزی خدمات در مورد بیماری های خاصی مانند سل، مالاریا مفید است.